مرتضى مطهرى

45

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كِتابٌ انْزَلْناهُ الَيْكَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ « 1 » . بدون شك يكى از مصاديق اين ظلمات ، جهالتها و نادانيهاست و قرآن بشر را از اين ظلمات به روشنايى علم مىبرد . اما اگر ظلمتها تنها در نادانيها خلاصه مىشد ، فلاسفه هم مىتوانستند اين مهم را به انجام برسانند ، لكن ظلمتهاى ديگر وجود دارد به مراتب خطرناكتر از ظلمت نادانى كه مبارزه با آن از عهدهء علم خارج است . از جملهء اين ظلمتها منفعت‌پرستى و خودخواهى و هواپرستى است كه ظلمتهايى فردى و اخلاقى به حساب مىآيد و نيز ظلمتهاى اجتماعى نظير ستم و تبعيض . در عربى واژهء « ظلم » كه معادل فارسى آن همان ستم است ، از مادهء ظلمت اخذ شده كه نشان‌دهندهء نوعى تاريكى اجتماعى و معنوى است . مبارزه با اين ظلمتها بر عهدهء قرآن و ساير كتابهاى آسمانى است . قرآن خطاب به موسى بن عمران مىگويد : . . . انْ اخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ « 2 » . اين تاريكى همان تاريكى ستم فرعون و فرعونيان است و نور ، نور آزادى و عدالت . نكته‌اى كه اهل تفسير به آن توجه كرده‌اند اين است كه قرآن همواره ظلمات را جمع مىآورد و همراه با « الف » و « لام » كه افادهء استغراق مىكند و شامل همهء تاريكيها مىشود ، حال آنكه نور را مفرد ذكر مىكند و معناى آن اين است كه راه راست يكى بيشتر نيست حال آنكه مسير انحراف و گمراهى متعدد است . مثلًا در آيةالكرسى مىخوانيم : اللَّهُ وَلِىُّ الَّذينَ امَنوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ وَ الَّذينَ كَفَروا اوْلِياؤُهُمُ

--> ( 1 ) . ابراهيم / 1 [ اين قرآن كتابى است كه ما به تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا از تاريكى به سوى نور بيرون برى . ] ( 2 ) . ابراهيم / 5 [ . . . قومت را از اين فضاى تاريكى بيرون بكش و به عالم نور برسان . ]